Home-Button_edited.png

عضویت

مبدأ تاریخ عشّاق

Updated: Feb 11, 2021

مبدأ تاریخ عشّاق است آن روزی که من

جستجوی یار را آواره گردم از وطن


در بیابانها به شوق دوست سرگردان شوم

طالعم گردد به تَن خار مغیلان برزدن


هم خرد را سوختن خواهم به پیش پای عشق

هم کتاب و پیرهن در راه آن سیمین بدن


بلبلی می‌خواند در گوش گلی این نکته را

عمر کوتاهست کم کن صحبت زاغ و زَغَن


مشک را کَس چون بیابد در گذرگاه شغال

بند را باید نهی در راه آهوی خُتن


کیفیت را در نگاه یار بین و شو خموش

کم کن از کمیت فریادهای بی‌سخن


واژه‌هایت را تباه مردم ویران مکن

جام می جوی و گلندامی و سازی و چمن


ترسم آن روزی که یابم یار را خونین و زار

زخمهایم بیند و رویش بگرداند ز من


کامران تندر




11 views0 comments

Recent Posts

See All